راه ماندگاری

حاشیه نشینی

حاشيه نشيني معضلي است خود ساخته كه انسان با بي برنامگي، بي عدالتي و عدم توجه به كرامت انساني آن را ايجاد كرده است در اين مقاله سعي در تحليل و بررسي اين پديده شهري دارم ، پديده اي كه هركدام از نهادهاي حاكميتي و برنامه ريز بخشي از بار ايجاد آن را به دوش ميكشند اما در عمل هركدام ديگري را در ايجاد آن مقصر ميدانند. در اين مقاله سعي در تحليل و بررسي علل و ارائه راهكارهاي مناسب با نگرشي مبتني بر عدالت اجتماعي شده است.

چكيده :

حاشيه نشيني در ايران بعد از اصلاحات ارضي (كه ناشي از ترس آمريكا از وقوع انقلابهاي دهقاني بود)مطرح شد و با برنامه ريزيهاي مبتني بر الگوي سرمايه داري حاصل از ذهن برنامه ريزان غربگرا،(كه توجه به عدالت اجتماعي را ناقض آرمانهاي توسعه ميدانستند) شدت يافت و الان به بحراني جهت ايجاد مشكل در شهرها مبدل شده ،بحراني كه ريشه بخش عمده مخاطرات اخلاقي و اجتماعي شهرهاست .بحراني كه اگر نگرشي درست بر ما غالب شود و از نگاه به عنوان تهديد ،به نگاه به عنوان فرصت مبدل شود آنگاه كليد حل آن را در دستان خود حاشيه نشينان ميبينيم و صد البته بايد حمايتي كه سالها از آنان به ناحق دريغ شده بود را روا داشت ،و با نگاهي مبتني بر كرامت انساني توانائيهاي آنان را درمديريت و بهسازي محل سكونتشان بارور ساخت و البته قطعاً نبايد از نظر دور داشت كه ايجاد اشتغال و افزايش ميانگين درآمدي در مبادي مهاجرت و كنترل نرخ رو به تزايد مسكن شهري ميتواند كنترل كننده رشد اين مناطق باشد.

ضرورت بحث

انسان زمانی که در خیابانهای شهرهای امروزی قدم بر می دارد سر در گم وپریشان می شود زیرا شهرها را در تضاد با انسان، انسانیت وتصاویر جالب ترسیم شده از شهرهای آینده در ابتدای تولد شهرها مدرن می یابد.

اندیشه انسان هنوز در شهرها بدنبال مدینه فاضله پیامبر اسلام، است.اما واقعیت مشاهدات انسان در شهر ساختاری دیگر را نمایان می کند.

ساختاری مملو از تبعیض، تفاوت و بی عدالتی ،ساختاری مبتنی بر تقسیم ناعادلانه ثروت ملی و ..... ساختاری دارای دوبخش متن وحاشیه،حاشیه ای که به علت بی عدالتی ،ایجاد شد بابی عدالتی با آن برخورد می شود. با بی عدالتی نقد می شود وبا بی عدالتی در موردش تصمیم می گیرند.

در واقع حاشیه نشینی که یکی از چالشهای اصلی در مسیر رشد وتوسعه پایدار است بدلایلی چون تداوم رشد جمعیت شهری ،تداوم رشد سکونت گاهای غیر رسمی ومهاجرت زاده شده وچونان طفلی ناخواسته خود را به دامان بی مهر وبی عطوفت شهر تحمیل کرده است.ودر ذهن پژوهشگران مسائل شهری سوالات مهمی را باعث شده است .

1-اگر آرمان شهر دست یافتنی است پس توجیه حاشیه نشینی چیست؟

2-آیا نواحی حاشیه نشینی به مرور و در طی دوره تحول و گذار متحول نمیشوند؟

3-آیا مهاجرتهای برون شهری و درون شهری به نواحی حاشیه نشین باعث تحقق الگوی شهرهای چند هسته ای نخواهد شد؟

تعاریف حاشیه نشینی

برای تحلیل بحث حاشیه نشینی لازم است که ابتدا به تعریفی حداقلی دست پیدا کنیم ،تعاریفی که در این زمینه ارائه شده متعدد است .از جمله:

1-حاشیه نشینی نوعی زندگی است که با شیوه رایج زندگی شهری و روستائی متفاوت بوده و با ویژگیهای اجتماعی و اقتصادی مخصوص به خود بافت فیزیکی معینی بوجود آورده است که با ساکنین بافت اصلی شهر زندگی میکنند.

2- حاشیه نشینان افرادی هستند که از حالت تولیدی گذشته خود بیرون آمده و به صورت مازاد نیروی انسانی در حاشیه شهرها که مملو از مهاجرین است سکنی گزیده اند آنان عمدتاً به شکل مازاد نیروی انسانی از روستاهها و شهرهای کوچک به این منطقه جذب شده اند.

3-حاشیه نشینان شهری یا گتوهها(Getto) معمولاً از اقلیتهای شهری هستند که به علت جذب نشدن در متن شهرها به صورت پدیده گتوی مذهبی ،قومی یا زبانی تشکیل شده اند و بوسیله موانع فیزیکی و انسانی ازبقیه بخشهای شهری جدا میشوند.

4-تعریف عددی: محله حاشیه نشین جائی است که هنگام آمار گیری بیش از 50% جمعیت آن محله پایگاه اجتماعی اقتصادی جدا از اکثریت مردم شهر تعلق داشته باشند.

5-تعریف ساختاری: محله ای که درآن خانه ها روبه ویرانی ویا فرسودگی گذاشته وازمصالح کم دوام یابی دوام ساخته شده است مانندمناطق حاشیه ی نشین مهاباد(مجبور آباد،کانی صوفی رشیدان،میدان حیوانات،گمرک بالاو.....) .

6- حاشیه نشین کسی است که در شهر زندگی میکند ولی جذب نظام اجتماعی نشده است.

- محله حاشیه نشین جائی است که در آن خانه ها رو به ویرانی گذاشته و از مصالح کم دوام و بی دوام ساخته شده ،درآنها فرهنگ فقرکاملاً غلبه دارد و شاهد جایگزینی توده های کم در آمددر آنها هستیم.که جای تفحس است.

تاریخچه حاشیه نشینی

حاشیه نشینی یا گتو واژه ای است که اولین بار در سال1516 در ونیز به کار گرفته شد ولی اگر به دنبال سیر حاشیه نشینی در طول تاریخ باشیم به قدمتی کهن تر از ونیز، در دوران ساسانیان میرسیم . جائی که اسیران جنگی را در مراکز سکونتگاهی جدا از مردم در حاشیه شهرها سکنی میدادند.

. در سال 1179 شورای کلیسا زندگی مسیحیان را در میان یهودیان ممنوع کرد که موجب ایجاد گتوههای متعدد یهودی نشین در اطراف شهرهای بزرگ اروپائی شد. در ایران نیز تا سالهای متمادی اقلیتهای قومی جهت تمایز با سایر گروهها ملزم به استفاده از نوار زرد رنگ روی لباس بودند، لازم میدانم گتوهای متعدد تری در شهرستان مهاباد به دلایل ضعف مدیریتی در خصوص توجه ای خاص به هسته ی شهرو...در اصل فراموش کردن حاشیه نشینان وزاغه نشینان بوجود آمده که جای تاسف است!

اما حاشیه نشینی جدید در واقع عمر چندانی ندارد هنوز دیر زمانی از آن ایام نمیگذرد که فقراءو اغنیاء در منازلی چسبیده به هم سکونت داشتند و صرف سکونت در یک محله نشانه ای از جایگاه اجتماعی نبود ،درواقع حاشیه نشینی در طی زمان و گذر از مراحل مختلف تاریخی از فرآیندی مبتنی بر تمایزات نژادی و قومی و زبانی و دینی به فرآیندی مبتنی بر تمایزات اجتماعی و اقتصادی مبدل شده است.

در ایران نیز سابقه حاشیه نشینی جدید به سال 32 (سال کودتای آمریکائی) میرسد اما قطعاً اوج حاشیه نشینی با آغاز اصلاحات ارضی هم زمان است در این زمان نخستین اجتماعات آلونک نشین در کوره های آجرپزی جنوب تهران شکل گرفتند تا نیروی انسانی ارزان برای تأمین مواد اولیه شهر روبه رشد تهران فراهم شود.اما به طور کلی میتوان شروع تاریخچه حاشیه نشینی مدرن در ایرن را اینگونه بیان کرد:

گسترش تأسیسات شهری و افزایش درآمد حاصل از نفت عامل ایجاد جاذبه شهری و رونق شهری شده است که این امر در کنار اصلاحات ارضی و مکانیزاسیون عوامل اصلی بروز حاشیه نشینی در ایران شد . اما قطعاً اصلی ترین عامل بروز حاشیه نشینی در ایران اصلاحات ارضی بود.

( اصلاحات ارضی که ناشی از ترس آمریکا از وقوع انقلابهای دهقانی در کشورهای اقماری خود بود در نهایت بدنبال احراز اهداف ذیل بود:

اولاً = کاستن از تجمع نیروههای بالقوه انقلابی در روستاهها و کم کردن خطر اعتراض رعایای فاقد زمین و بزرگ کردن حکومتهای دست نشانده با بهانه از بین بردن شیوه تولید ارباب رعیتی

دوماً = تولیدات صنایع کشاورزی نیاز به بازار داشت و بدلیل وجود نیروی کار ارزان در روستاهها نیاز به ادوات پیچیده کشاورزی احساس نمیشد که با اصلاحات ارضی و مهاجرت نیروی انسانی به شهرها این صنایع رونق گرفتند.

سوم = صنایع مونتاژ و مصرفی شهرها از یک سو نیاز به کارگر داشت و ازیک سو نیاز به بازار مصرف داشت که بدلیل خود کفا بودن نسبی اقتصاد روستائی بازار مصرفی شکل نمیگرفت و از طرفی کارگران غیر متخصص مورد نیاز صنایع مونتاژ الزاماً باید از منابع ارزان روستائی تأمین میشد.

ایجاد جاذبه درآمدی شهر در کنار کاهش تعمدی درآمد در روستاهها (ارائه یارانه به خرید خارجی محصولات کشاورزی) موجب سیل مهاجرت مهاجران فاقد توانائی به نواحی شهری شد که چون بدون برنامه ریزی و خود به خودی بود ، بخش مسکن را که بالقوه خود دارای مشکل بود را دچار مشکل مضاعف کرد که این امر موجب مکان گزینی این مهاجران کم درآمد در نواحی شد که با رِنج در آمدی آنان هم خوانی داشته باشد.

اصطلاحات حاشیه نشینی در دنیا

آمریکای لاتین : فاولا ( favela) ، رانچو(rancho)

آسیا : کامپونگ (kampong) ، بوستی(bustee)

آمریکای لاتین : شانتی تاون (shanty town) ، بیدون ویل(bidon ville)

ترکیه : گئجه گوندو(ساخت شبانه)

ایران : زاغه حلبی آباد- شلنگ آباد حصیرآباد حاشیه خرابه - تپه - -آلونک مجبورآباد و.........

دلائل و علل حاشیه نشینی

1-پائین بودن درآمدقشر کم درآمد

2- کمبود مسکن در شهرها

3- تفاوتهای نژادی که موجب رانده شدن گروههای خاص در برخی شهرها و نواحی شده است .

4-گرانی غیر متعارف زمین شهری در کلان شهرها که ظاهرا"شهرستان مهاباد نیزاستارت دورخیزی به سوی کلان شهری را زده است(قیمت زمین در مهابا د باتهران رقابت میکند که موجب گرمی بازار فرصت طلبان شده ،تا بتوانند باسندهای ساختگی سرمایه دارانی که حتی در قید حیات نیز نیستند زمین های بی ارزش خود رابه مردمانی فقیر قالب کنند وجیب این بیچاره ها را خالی تر کنند!!.

5- نگاه تمرکز گرای سیستم دولتی ومردمی و افزایش بیشتر امکانات مادی و اقتصادی مسولین وسرمایه داران به هسته ی شهر که خود مشکلات حاشیه نشینان را دوصد چندان میکند.

6- عدم تأمین نیازهای درآمدی و مسکن طبقات مستضعف جامعه در بازار رسمی زمین و مسکن بدلیل افزایش شدید قیمت مسکن و تورم که موجب علاقه به زندگی در حاشیه شهر شده است که خود موجب رشد تصاعدی حاشیه نشینی خواهد شد.( بحث ارزش افزوده زمین) نگرانی از آینده و تأمین مسکن و اجاره بهای بالا هم تشدید کننده خواهد بود.

7- گسترش شکاف طبقاتی، بویژه فقر و بیکاری

8- مهاجرت طبقات کم درآمد شهری بویژه کارمندان به حاشیه شهرها که در آینده قطعاً بستر بحران خواهد بود.

2-ضعف نظامهای اقتصادی ومدیریت شهری برای کنترل وهدایت

3-اتکای نظام اقتصادی شهری ومنطقه ای به اقتصاد غیر رسمی برون زا

4-رویکرد نظام برنامه ریزی بر حذف وعدم پاسخگوئی به نیازهای پایه

5-رانده شدن اجباری گروهای مهاجر فقراء به محدوده های خارج از مدیریت رسمی وارزان

6-اسکان گیری پهنه های وسیع به صورت حاشیه نشینی

7-پیدایش نظام اقتصادشهری ومنطقه ای دوگانه،

 ویژگی بارز مناطق حاشیه نشین ارزانی زمین و بوم شناسی خاص منطقه است در حالی که امکانات لازم و کامل برای انجام یک زندگی متعارف را ندارند.

منطقه حاشیه نشین منطقه فقیر نشین اطراف شهر است که ساکنان آن به علت فقر فرهنگی واقتصادی مظلوم واقع شده اند و نتوانسته اند جذب نظام اقتصادی اجتماعی شهر شوند و از امکانات و خدمات شهری استفاده کنندکه بدور از انصاف انسانی است اینان به علت توان مالی کم ،سطح سواد و تخصص کم ،مصالح مورد استفاده در احداث بناهایشان نامرغوب ودارای کمترین ضریب امنیتی میباشداین امر خود یکی از دلائل مشکل شدن خدمات شهری است زمینهای مانند سید آباد (مهاباد) که اختصاص به تخلیه زباله و نخاله های ساختمانی دارند یا بدلیل صعب العبور بودن و پستی و بلندی فاقد کاربری مسکونی هستند مطلوب حاشیه نشین ها شده ،این افراد بدلیل داشتن ویژگی خاص فرهنگی و اجتماعی، بافت فرهنگی نامتجانس ،نظارت برخودو خود کنترلی ضعیف ،ابتدا به شکل زاغه و به مرور به صورت حاشیه در آمده اند و در طی زمان  اگر مورد مهر ومحبت سروران قرار گیرند،تغییر شکل داده (پوست اندازی کرده)خانه خود را مستحکمتر و مرتب کرده و کم کم به شهرک و شهر تبدیل میشوند.

ویژگیهای کلی مناطق حاشیه نشین

1-عموماً غیر قانونی اند .

2-از مواد و مصالح مختلف در دسترس ساخته شده اند .

3-خود ساکنان آنها را احداث کرده اند.

4-فاقد خدمات شهری مثل آسفالت برق دفع زباله و .... هستند.

5-توسعه بدون برنامه ریزی و اتفاقی

6-در مناطق نامناسب شهر در مجاورت زمینهای رها شده و بلا استفاده

7-جمعیت متراکم تشکیل شده از خانواده های پرجمعیت

این مناطق مورد توجه ویژه ی مسولین قرار بگیرد به مرور توسط حاشیه نشینان با استحکام خانه ها نظم گرفته و تبدیل به شهرک و شهر میشود.

مناطق حاشیه نشین همیشه شاهد موارد ذیل میباشد:

1.منطقه واحدهای مسکونی رو به ویرانی ،فرسوده و با تجهیزات ناقص در حاشیه شهرها

2.تسلط فرهنگ فقر در منطقه

3.جدائی گزینی توده ای مردم از جامعه شهری

4.شهرکهای چسبیده به شهر با مواد و مصالح کم دوام ساختمانی

5.گوشه گیری مردم منطقه از زندگی شهری

6.مهاجرت و سکونت، بخشی از مردم روستاهها در حاشیه شهر

7.مکان گزینی طبقات پائین شهری در این مناطق

ویژگیهای ترکیب جمعیتی

ساکنان مناطق حاشیه نشین مهاجرانی هستند که به علل مختلف شهرهای بزرگ را هدف قرار داده اند و لی بدلائلی چون پائین بودن سطح مهارتهای فنی و فقدان سرمایه کافی قدرت ورود به متن اصلی شهر را نداشته اند.

تراکم و زاد وولد در این مناطق بالاست که خود بالقوه مشکل زاست ،گروههای خود جوش متمایل به کج روی اجتماعی در بین جوانان شکل میگیرند که در خود تضادهای نژادی و قومی و قبیله ای دارند ولی در فقر عمومی مشترکند و در مقابله با تخریب مسکن و سایر مشکلات عمومی و متحد عمل میکنند ، در این مناطق به طور عمده بهداشت مقوله غریبی است .

ویژگیهای فرهنگی:

عدم تطابق هنجاری و نائل نشدن به یک شناخت جامعه محور در حاشیه نشینان و همچنین سطح نازل معیشت اقتصادی این طبقه موجب یک نوع انحرافات نهادینه شده در رفتار آنان میشود.

قاچاق مواد مخدر،جنایتهای مبتنی بر هیچ انگاری جامعه ،رواج مشاغل کاذب غیر رسمی ،فقرمفرط اقتصادی ،عدم وجود مهارت فنی ،سطح نازل آموزش و پرورش و سواد که منجر به بدوی ترین شکل ممکن آموزش شده است(عدم تخصیص بودجه مناسب برای آموزش و پرورش علاوه بر کم سواد شدن جامعه منجر به نقص در جامعه پذیری میشود که مضرات آن در فراموشی آداب و کنش شهروندی و نمایان شدن کنش روستائی که سنخیتی با شاکله شهر ندارد دیده میشود)

ویژگیهای اخلاقی

بیتوته کردن 10-12 نفر در یک اتاق مشکلات متعدد رفتاری و اخلاقی ایجاد میکند معضلاتی چون بلوغ زود رس ، گرایش شدید به اعتیاد به دنبال مشاهده مصرف عادی مواد مخدر در منزل و ... در کنار آن جوانان و نوجوانان سرشار از محرومیت این مناطق در کنار خود انباشتی از رفاه و ثروت را درهسته ی شهر می بینند .

خدمات اجتماعی و رفاهی

میزان خدمات اجتماعی فوق العاده پائین بوده ،انشعابات آب و برق قاچاق است ،بی اعتمادی نسبت به ارائه دهندگان خدمات وجود دارد ( حاشیه نشینان به غریبه ها اعتماد ندارند چون هر غریبه ای آمده یا حرف از اخذ پول زده و یا پیامی از تخریب آورده است.)

اکثر جوانان معتقدند که درس فایده ای ندارد و باید زود تر کاری پیدا کرد ،رفاه اجتماعی بسیار پائین بوده و بحث اوقات فراغت و گذران آن بیشتر به یک لطیفه تلخ میماند.

ویژگی امنیت :

بدلیل عدم یکسانی بافت فرهنگی، ساکنان آنها به انواع واقسام آسیبهای اجتماعی روی می آورنددر واقع زمینه های ارتکاب جرم در افراد حاشیه نشین در شهرها بیش از سایر جاهاست .

این مناطق مستعد ارتکاب جرمند،فقدان نظارت کافی ،وجود تعداد زیاد افراد نیازمند بیکار،سطح پایین سواد ،فقدان روشنائی کافی معابر ،وضع کافی جغرافیائی منطقه موجب مشکلات امنیتی خاص شده است ،جوانان این منطقه با فرهنگ خاص خود، عمدتاً بدلیل کمی آموزش وتخصص ،کار پیدا نمی کنند وبه شکل زائده شهری در می آیند که خود موجب سوق دادن افراد به سمت جرم می شوند.

باستنادماده 154بندج لایحه برنامه چهارم توسعه اقتصادی،اجتماعی وفرهنگی دولت و..موظف به شناسایی نقاط آسیب پذیر وبحرانی زای اجتماعی در بافت شهری وحاشیه شهرهاست وتمرکز بخشیدن وحمایت  های اجتماعی بهداشتی-درمانی-مددکاری-مشاوره اجتماعی-حقوقی-وبرنامه های اشتغال- بااعمال راهبردی و همکاری بین بخش وسامانه مدیریت آسیبهای اجتماعی در مناطق یاد شده میباشد.

تفاوت حاشیه نشینی، در کشور های توسعه یافته ودر حال توسعه:

در کشورهای پیشرفته و غربی حومه شهر محل مناسبی برای زندگی است در حالی که در محیط جهان سوم این گونه نیست وحاشیه شهر جائی است که هیچ امکانی برای زندگی ندارد.

((در شهرهای دوره انقلاب صنعتی زاغه نشینی کودکستان شهرنشینی است اما در کشورهای در حال توسعه رشد شهرنشینی تقریبا معادل حاشیه نشینی است )) (اعظم خاتم )

آنتونی گیدنز در این مورد می نویسد ؛((در شهرهای غربی،تازه واردان، بیشتر ممکن است در مجاورت قسمتهای مرکزی شهر سکونت اختیار می کنند اما در شهرهای جهان سوم معمولا عکس آن اتفاق می افتد ومهاجران در حاشیه گندابی شهر ساکن می شوند.))

وضعیت در ایران

زندگی خارج از متن شهر و حاشیه نشینی یک پدیده اجتماعی است و اختصاص به عصر فعلی نداشته و ریشه در ادوار و اعصار گذشته دارد و هم در کشورهای درحال توسعه و هم توسعه یافته وجود دارد و تنها تفاوت آن از حیث ریشه های تاریخی بوجود آورنده رفتار کالبدی و اجتماعی آن است.

در ایران نیز حاشیه نشینی رخ داده گرچه قطعاً به حاد بودن شرایط در برزیل و هند و پرو و برخی کشورهای آفریقائی نیست.

به نظر محمد حسین اژدری (متخصص شهرسازی) در ایران 58 شهر دارای معضل حاشیه نشینی هستند.

راهکارهای ارائه شده برای حاشیه نشینی

در واقع پیشگیری بهتر از درمان است مثل کنترل زمینهای باز و وسیع مجهول المالک درواقع برخی اوقات راهکارهای ارائه شده به راه حل های موضعی وسطحی محدود می شوند که فقط نشانه ها را نابود می کنند در حالی که باید به بررسی ریشه ها پرداخت و آنها را حل کرد.

در واقع هر اقدامی در زمینه مقابله با حاشیه نشینی باید از استراتژی سه مرحله ای ذیل تبعیت کند .

مرحله اول ؛باید راه ورود تازه واردان به حاشیه ی شهر از طرق ذیل مسدود گرد.

الف ؛راهکارهای قانونی( مثل وضع مقررات ) ب ؛راهکارهای کالبدی (مثل نوار سبز )

ج ؛ راه حلهای نظارتی (مسدود کردن دامنه ارتفاعات ،حریم رودخانه هاوزمینهای وسیع بلا صاحب )

مرحله دوم ؛حمایت از حاشیه نشینان و زاغه نشینان داخل محدوده شهر با برنامه ریزی جهت ارائه خدمات ساکنان شهر به آنان اما بدلیل مشکلات خاص اجتماعی ،اقتصادی ،فرهنگی این حمایت مستلزم دقت و راهکارهای خاص می باشد .

مرحله سوم ؛در واقع راهکاراصلی، ایجاد تحولات ساختاری در برنامه های کلان شهری از طریق ایجاد امکانات خدماتی و زمینه های مختلف شهروندی .

اما به طور کلی استراتژی برخورد با حاشیه نشینان تا کنون به یکی از سه شیوه ذیل بوده است .

1-تخریب کامل ؛در این روش گاهی یک محله به طور کامل از بین می رودکه علاوه بر ایجاد برخوردهای خشن وایجاد نارضایتی، نتایج کامل ایجاد نمی کند .(مثل برخوردنا متعارف باحاشیه نشینان مهاباد در امر ساخت وساز)

2- تخریب و نوسازی مجدد ؛این راهکار که  تحت عنوان ارتقای وضعیت سکونت گاهای غیر متعارف و زاغه های شهری انجام می شود .که شامل بهبود شرایط زندگی از طریق ارائه خدمات اساسی مثل آب وبرق وگاز وسیستم دفع فاضلاب واصلاح معابروایجاد مدارس و آموزش و پرورش مناسب است .

درهرموردبعداز تخریب مناطق حاشیه ای زاغه نشینی اقدام به ساخت منازل جدید وارائه آن به ساکنان قبلی می کنند .

3-توانمند سازی ؛حاشیه نشینان برخلاف تصور؛ کالائی آب آورده ودور ریختنی نیستند بلکه وجود آنها نقش مهمی در اقتصاد شهری دارد در واقع آنان با کمک نا چیز مسولین قادرند مسکن ،خوراک ،پوشاک خود را فراهم کرده ودر عین حال نوعی نیروی کار ذخیره ،حاضر وبی درنگ برای فعالیت های در حال گسترش بخش رسمی درون شهرها را مهیا سازند با ارتقای سطح آموزش و ایجاد مهارت لازم وامکان دسترسی به بازار کار وفعالیتهایی از این قبیل زمینه اشتغال وافزایش درآمد وبهبود سطح زندگی را برای حاشیه نشینان وفقرای شهری  مهابادفراهم آورد.

علاوه بر موارد فوق راهکارهای متعدد دیگری ارائه شده که در ذیل به تعدادی از آنها اشاره می شود .

1-تشویق سرمایه داران شهری برای سرمایه گذاری در این محلات بدلیل نیروی کاروزمین فراوان وارزان

2-افزایش مزیتهای کاردر مناطق حاشیه نشینی جهت جذب نیروی کار با تجربه و فعال به این مناطق بویژه در محور آموزش و پرورش و سلامت و....

5-احداث و به روزرسانی مراکز آموزشی و خدماتی (مدارس،خانه های بهداشت و...)

6-کوتاه کردن دست زمین خواران و بورس بازان از این مناطق حاشیه نشین

7-ارائه آموزشهای شغلی ارزان و دردسترس جهت تخصص یابی نیروههای جوان فعال و بیکار این مناطق.

نتیجه گیری

خلاصه کلام اینکه حاشیه نشینی یک بیماری است که نشاندهنده عدم سلامت ساختارهای اقتصادی و اجتماعی میباشد.

برای مقابله با آن قطعاً باید بلادرنگ با رشد آن مقابله کرد و سپس به اصلاح ساختارهای داخلی آن پرداخت.

توانمند سازی و بهسازی و تخفیفات ویژه ی شهرداری  بهترین راهکار در این مناطق به شمار میرود.

البته توانمند سازی باید توسط سازمانهای مردم نهاد غیر دولتی در این مناطق پیگیری شوند،چون بی اعتمادی به سیستم دولتی را نمی توان یکشبه اصلاح کرد.

در کنار آن باید به رفع علل حاشیه نشینی هم پرداخت.نگاه تمرکز گرای سیستم دولتی باعث شده در طول سالهای متمادی بیشتر امکانات مادی و اقتصاد،شهری به  هسته ی شهر تخصیص یابد که باوجدان انسانی منفات داردحاشیه نشینانی مانند (سید آباد) که از حقوق شهروندی وحتی روستایی بی بهره اند در فقر وبی بظاعتی زندگی میکنند که رفاه و امکانات شهری رافقط در تلویزیون مهابادمی بینند رفاهی که خود را در چند قدمی آن می یابند.!!

که در حقیقت امکانات لازم و کافی جهت توسعه و ایجاد عدالت  ورفاه نسبی وجود ندارد و نمیتوان شهروندانمان را که، حق زندگی کردن را دارند مجبور به زندگی در شرایطی ناعادلانه کرد.

آنان به هر قیمتی خود را به شهر میرسانند تا رفاهی که به ناحق از آنان گرفته شده را بدست آورند ولی در چنبره مشکلات شهری جذب در ساختار شهر را مشکل می یابندو به حاشیه شهر پناه میبرند و خود و نسل بعد خود را به نفرین حاشیه نشینی مبتلا میکنند.

نسل دوم و سوم این حاشیه نشینان نیز بدلیل وضعیت خاص آموزش عمومی، عدم دسترسی به آموزش حِرَف از جایگاه خود محروم شده و همیشه بافت شهری آنان را به عنوان یک عامل خارجی دانسته و سعی در دفع آنها (نه جذب و حل) دارد.

نگاه کارشناسان مسائل شهری به حاشیه نشینی عمدتاً نگاهی تهاجمی است و مدیریت شهری به آنها به عنوان جزایری پر از مشکل که باید حذف شوند نگاه میکند.

بدون توجه به اینکه بخشی از این حاشیه نشینان مهاجران شهری اند که در پی یک سرپناه دائمی در رقابت نابرابر قیمت مسکن روبه تزاید شهری، شکست خورده و به حاشیه پر حاشیه شهر پناه آورده اند .

مسولان قبلی شورای شهر وشهرداری شهرستان مهاباد: متاسفانه با متمرکز کردن تمام امکانات رفاهی شهری در هسته ی شهر موجبات اختلاف طبقاتی را در شهر تشدید کرده و این موجب گسست اجتماعی درسطح شهر و شمال و جنوب شدن شهرمان شده ..

در هر حال حاشیه نشینی بخشی از مشکل مسکن را حل میکند ،نیروی انسانی ارزان-فعال و آماده به کار را برای رشد و توسعه شهر در اختیار قرار میدهد و موجب رشد سطح زندگی شهریان میشود و ساکنانش مشاغل و خدمات کثیف شهری را انجام میدهند اما همواره با بی عدالتی به آنها نگریسته و به شکل غده ای که باید درمان شود(درمانی که در نگاه عمده این کارشناسان فقط حذف معنی میدهد) با آنها برخورد میشود.

در واقع ما حاشیه نشینان را به علت اتفاقی که خودشان در ایجاد آن مقصر نبودند پیشاپیش محاکمه محکوم و حذف میکنیم در حالی که زایش آنان نتیجه سیاستهای غلط و ناعادلانه خودمان است.

دکتر قرائی مقدم در این زمینه اعتقاد دارندکه : ((باید برای حل ریشه ای بحران حاشیه نشینی سطح آموزش و پرورش را بالا برد ،سطح باروری را کاهش داد و قطبهای صنعتی را ازهسته ی شهر به حاشیه نشینان منتقل کرد تا برای ساکنان حاشیه نشین شهرمان شغل و درآمد  آسایش وامنیت ایجاد شود .)) البته باید درکنار آن با مدیریت بحث ارزش افزوده زمین ،قیمت ملک را کنترل کرد تا گسست اجتماعی شهری منجر به مهاجرت درون شهری به حاشیه نشود.

در هر حال حاشیه زائیده سیاستهای ماست . سیاستهای که سالها قبل داشتیم . فکر میکنید سیاستهای امروز ما در آینده چه انعکاسی در سرنوشت فرزندانمان خواهد داشت؟

 
شما هنوز وارد حساب کاربری خود نشده اید

کاربر گرامی؛ برای فعالیت در سایت، ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید

ورود به حساب کاربری / عضویت
عنوان دیالوگ در اینجا قرار می گیرد

متن دیالوگ در اینجا قرار میگیرد. متن دیالوگ در اینجا قرار میگیرد.متن دیالوگ در اینجا قرار میگیرد.متن دیالوگ در اینجا قرار میگیرد.متن دیالوگ در اینجا قرار میگیرد.متن دیالوگ در اینجا قرار میگیرد.