راه ماندگاری

حوزه نظری ، مبانی و تعاریف ،دیدگاه ها در خصوص آسیب کارتن خوابی

از سلسله مقالات کارتن خوابی

حوزه نظری، مبانی و تعاریف، دیدگاه ها در خصوص آسیب کارتن خوابی


تعریف مفاهیم کارتن خوابی

بی خانمانی
تعریف اول: عبارت بی خانمانی عمدتاً در خصوص کسانی به کار می رود که شب ها را در فضاهای عمومی مانند پیاده روها، پارك ها یا زیر پل ها سپری می کنند و یا ساکن گرمخانه ها و مراکز نگهداری دولتی و یا خصوصی هستند (صدیق سروستانی، نصر اصفهانی، 1389).
تعریف دوم: بی خانمان های شهری كسانی هستند كه فاقد محلی ثابت، منظم و كافی برای اقامت شبانه خود هستند یا آن كه در یكی از خوابگاه ها و سرپناه های تدارك دیده شده توسط بخش خصوصی یا دولتی به طور موقت اقامت دارند (مكینی ، 1987).
 

دیدگاه ها و مبانی نظری


رویکرد کارکردگرایی ساختی

مطابق رویکرد وفاق، رفتارهایی که مغایر با تمامی عناصر جامعه می باشند به عنوان آسیب های اجتماعی شناخته می شوند. در میان این نظریات، کارکردگرایی بر روی عواملی چون بیماری روانی، الکلیسم، اعتیاد به مواد مخدر، خشونت خانگی و فقدان یک شبکه حمایت خانوادگی، به عنوان عوامل موثر بر بی خانمانی تاکید می کند. این رویکرد بیش از این که روی عوامل ساختاری بی خانمانی تاکید کند، بر عوامل فردی برای تبیین بی خانمانی تمرکز می کند. از این دیدگاه، افراد بی خانمان و به اصطلاح کارتن خواب، نوعی تهدید برای جامعه محسوب می شوند. برای این که آنان از جامعه دور افتاده اند و تحت نظارت قواعد و قیود اجتماعی نیستند. از آن جا که بی خانمان ها جزئی از سیستم نیستند، هیچ تضمینی برای رفتارهای آن ها وجود ندارد و احتمالاً تهدیدی برای جامعه محسوب می شوند. از این رو، کارکردگرایان معتقدند که بی خانمانی ناشی از وضعیت آنومیک، بی سازمانی اجتماعی و فقر است.
در زیر به چند مورد از نظریاتی پرداخته می شود که ذیل رویکرد کارکردگرایی ساختی مطرح شده اند.


نظریه بوم شناختی

هابر و تورو (2004) جنبه های بوم شناختی را به عنوان چارچوبی کلی توصیف کردند که می تواند به راهنمایی در تحقیق، مداخله و سیاست های مربوط به بی خانمانی بپردازد. آن ها متوجه شدند که نظام اجتماعی پیچیده ما نیاز به تحلیل اجتماعی گسترده ای نظیر تمرکز بر عوامل فردی و خانوادگی و اجتماعی دارد. اگرچه این موضوع همیشه به عنوان جنبه اکولوژیکی تعریف نمی شود، تعدادی از محققان بر مسائل گسترده تر، شامل نیاز به نشان دادن نیازهای ضروری افراد و راه حل های طولانی مدت تمرکز می کنند و برخی دیگر بر سؤالات مربوط به مقصران آسیب ها یا مسائل نظام مند گسترده تر متمرکز می شوند.
 

نظریه بی خانمانی بین نسلی

مطابق با نظریه بی خانمانی بین نسلی، نبود مراقبت های خانوادگی، خطر بی خانمانی را در آینده افزایش می دهد. به طور کلی فقر خانوادگی ممکن است افراد را در دستیابی به موفقیت در زمینه کار و تحصیل با خطر مواجه سازد که در نهایت منجر به بی خانمانی افراد می شود. از این دید بی خانمانی افراد به ویژه نوجوان ها و جوان ها به دلیل بی توجهی و عدم مراقبت خانواده ها می باشد که نتیجه آن بی خانمانی می باشد (هابر و تورو، 2004 به نقل از علیوردی نیا، 1389).


نظریه آسیب روانی

گودمن و همکارانش معتقدند نظریه آسیب روانی دیدگاه مفیدی برای درك بی خانمانی است. آسیب روانی، مجموعه ای از واکنش ها نسبت به اتفاقات برهم زننده احساس درباره حوادث کنترل نشدنی شخصی است. بی خانمانی می تواند نشانه های آسیب روانی را در بین افرادی که سابقه قربانی شدن دارند، تشدید کند. فقط تاریخ فردی نیست که می تواند آسیب روانی ایجاد کند و فرد را در خطر بی خانمانی قرار دهد؛ بلکه حادثه بی خانمان شدن و موقعیت بی خانمانی، هر دو می تواند آسیب روانی ایجاد کند. همان طور که در تمام نظریه های بالا مشاهده می شود، رویکرد کارکردگرایی، بی خانمان ها را به عنوان افراد بیکار، الکلی و مسن تعریف می کند. علاوه بر این، بی خانمان فردی جدا افتاده است.کارکردگرایان آن ها را تهدید به حساب می آورند زیرا از جامعه جدا هستند.
 

الگوی چند علتی روانی- اجتماعی

این الگو بیان می کند که محرومیت فرهنگی و اجتماعی و عاطفی، با بی خانمانی نوجوانان ارتباط دارد. این محرومیت ها، نبود عاطفه و ملایمت کافی، پرورش ناکافی مهارت های بین فردی در خانه و محیط در بر می گیرد که در تشویق رشد و پیشرفت فرد با شکست مواجه می شود. از لحاظ تجربی، شوتیزر و هایر دریافتند که والدین نوجوانان بی خانمان، در مقایسه با والدین نوجوانان خانه دار، از نوجوانان خود کمتر مراقبت می کنند. علاوه بر این که خانواده های نوجوانان بی خانمان کشمکش و ناسازگاری بیشتر و پیوستگی کمتری با یکدیگر داشته اند و این نوجوانان، محیط خانوادگی شان را نسبتاً غیرجذاب یافته اند.
براساس این الگو شناخت بی خانمانی جوانان، از تجربه های تجاوز جنسی و جسمی صریحاً نام می برند؛ اگرچه این الگو به طور واضح و مشخص، جنبه هایی از زندگی خانوادگی را که مربوط به بی خانمانی جوانان است، روشن می کند و تنظیم زمانی مداخلات طبق این الگو، با آن چه از طریق نظریه های توسعه خطر و آسیب روانی بیان می شود، متفاوت نیست (به نقل از علیوردی نیا، 1389).
 

رویکرد طرد اجتماعی

طرد اجتماعی مفهومی فراتر از فقر و تهیدستی است. مفهوم طرد اجتماعی در واقع موضوع جدیدی نیست بلکه می تواند همان موضوعی باشد که اسمیت در قرن 18 به آن اشاره کرده و از آن به عنوان اعلام و اظهار ناتوانی که در جامعه بدون شرمندگی بروز می کند، یاد کرده است (سن،1999، به نقل از معتمدی،1387). واژه محرومیت اجتماعی از میانه های دهه 1980 رایج شده و اغلب به جای واژه فقر مورد استفاده قرار می گیرد. طرد اجتماعی در واقع نوعی رانده شدن است و معمولاً در برابر مشارکت قرار می گیرد. بر اساس این دیدگاه، طرد اجتماعی و فقدان قابلیت های اجتماعی با یکدیگر رابطه تنگاتنگی دارند لذا هرچه فرد از کمبود یا فقدان قابلیت های اجتماعی مانند سطح سواد، سلامتی و مهارت شغلی برخوردار باشد به همان میزان از منابع مادی، روابط اجتماعی و فعالیت های مدنی به دور بوده و در نتیجه دچار طرد اجتماعی خواهد گردید. می توانیم بگوییم بی خانمانی تحت تأثیر فقدان و یا کمبود قابلیت های اجتماعی به وقوع می پیوندد یا به بیانی دیگر افراد هنگامی بی خانمان می گردند که در اثر کمبود قابلیت های اجتماعی دچار طرد اجتماعی گردیده اند و از این رو بی خانمان و کارتن خواب می شوند (معتمدی،1387). بی خانمانی و نمود آن به صورت کارتن خوابی تنها به فقدان سرپناه یا فقدان فضایی، محدود نمی شود بلکه به روابط اجتماعی نابرابر نیز اشاره دارد که برای فرد و افراد شکلی از حس تعلق و همبستگی را ایجاد می کند. بر این اساس فقدان سرپناه تنها به یک بعد از طرد اجتماعی گروهی از افراد جامعه اشاره دارد که در اکثر موارد با مشکلات متعدد و مرتبط اقتصادی، اجتماعی، فیزیکی و روانی مواجه هستند(آنکر ، 2008 و سیلور ، 1994 ؛ به نقل از سروستانی و نصر اصفهانی، 1389).
کلپام و اوانز (2000) در بررسی بی خانمانی، ادعا می کنند که میان بی خانمانی و گستره ای از محرومیت ها که طرد اجتماعی خوانده می شوند رابطه ای قوی وجود دارد. از نظر آن ها این رابطه پیچیدگی های خاص خود را دارد . زیرا بی خانمانی هم معلول طرد اجتماعی است و هم می تواند علت آن باشد. شکلی از محرومیت اجتماعی از ویژگی های بی خانمان هاست اما از نظر آن ها باید در این خصوص با احتیاط صبحت کرد. خطر بی خانمان شدن برای فردی، از اقلیت نژادی که از تبعیض در جامعه نیز رنج می برد بیش از فردی است که متعلق به گروه اکثریت است. یک جوان فراری از خانه یا مجرم آزاد شده از زندان نیز ممکن است به یک بی خانمان تبدیل شود(کلانتری، 1392).

اخبار مرتبط با کارتن خوابی

شما هنوز وارد حساب کاربری خود نشده اید

کاربر گرامی؛ برای فعالیت در سایت، ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید

ورود به حساب کاربری / عضویت
عنوان دیالوگ در اینجا قرار می گیرد

متن دیالوگ در اینجا قرار میگیرد. متن دیالوگ در اینجا قرار میگیرد.متن دیالوگ در اینجا قرار میگیرد.متن دیالوگ در اینجا قرار میگیرد.متن دیالوگ در اینجا قرار میگیرد.متن دیالوگ در اینجا قرار میگیرد.